سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شهر حدیث
بسیارند کسانی که دانش دارند و از آن پیروی نمی کنند . [امام علی علیه السلام]

حاشیه نگاری های برگزاری جشنواره فیلم فجر در شیراز(بخش پنجم) 

روز پنجم : چهارشنبه 19 بهمن ساعت 20:30 ؛ سانس سوم سینما « سعدی »  فیلم سینمایی « من و زیبا »  به کارگردانی فریدون حسن پور

پرستویی در فیلم من و زیبا

این بار پانزده دقیقه مانده به شروع فیلم مقابل سینما هستم ، به راحتی بلیت تهیه کردم و پس از خریدن مقداری خوراکی وارد سینما شدم ،این دفعه خبرنگاران صدا و سیما در اینجا مشغول تهیه گزارش هستند .وارد سالن نمایش می شوم حدودا دو سوم صندلی ها پر شده است ،پنج دقیقه به شروع فیلم باقی مانده که در صندلی خودم قرار می گیرم و منتظر شروع فیلم می مانم.

اقدام خوب ارشاد فارس در راه اندازی سایت جشنواره فجر در شیراز واقعا جای تقدیر داره  ، امشب قرار بود فیلم « یه عاشقانه ساده » در این سینما پخش شود و حتی برگه های نظرسنجی نیز به نام این فیلم منتشر شده بود ، اما از امروز نزدیک ظهر سایت جشنواره خبر تغییر برنامه نمایش رو به دلیل نرسیدن فیلم مذکور منتشر کرد ،که در هر صورت  احترام به مخاطب محسوب می شود و کاری بسیار خوب و بجا بود.

راس ساعت 8:30 دقیقه پخش فیلم شروع می شود.

« من و زیبا » فیلمی از فریدون حسن پور - کارگردانی که چند ماه پیش سریال پر بیننده « از یاد رفته » را برای شبکه یک سیما کارگردانی کرده بود - این بار نیز طبیعت بکر و زیبای شمال کشور را بعنوان لوکیشن فیلم انتخاب کرده بود و این مسئله در فیلم به شکل زیبایی چشم را نوازش می داد و برای ما که به دیدن لوکیشن های آپارتمانی و پر از زرق و برق تهران عادت کرده ایم ، واقعا لذت بخش و متفاوت بود .

در خلاصه داستان فیلم آمده است :« در شبی سرد و بارانی قبل از آنکه موسی به خانه برسد، راحله همسر او بر اثر درد زایمان جان می سپارد. موسی در تمام عمر فکر می کند که باعث مرگ راحله شده است. او تمام وجود و عشق خود را پای جعفر، تنها یادگار راحله می ریزد. »

اما این خلاصه ، به اصل ماجرای فیلم  هیچ اشاره ای ندارد ،  « موسی » و اسبش « زیبا » سالها در سواحل شمالی کشور مشغول خدمات دهی به مسافرین خوشگذران سواحل شمالی هستند و این مسئله اهالی روستای محل زندگی موسی را به شدت عصبانی کرده است و « موسی » را از این بابت گناهکار می دانند و حتی اجازه حضور در مراسم ، عزاداری محلی آن منطقه با نام (ذوالجناح گردانی ) را به موسی نمی دهند و این ماجرا بهانه ای برای کارگردان و فیلمنامه نویس کار فراهم می آورد ، که مسئله بروز خرافات در عزاداری ها و آیین های سنتی را به نقد گذاشته و عمل توبه و بازگشت و شفاعت را در فضایی نمادین و آیینی و مبتنی بر باور های اصیل دینی توضیح دهد.

زیرکی و زکاوت کارگردان در قرار دادن یک خانواده ارمنی - که به دلیل بیماری دخترشان به روستای محل زندگی موسی آمده اند- در همسایگی کلبه « موسی » و هم صحبت شدن موسی با دختر کوچک آن خانواده فضا و موقعیتی را خلق می کند که نوع نگاه ارامنه و شیعیان را به توبه و بازگشت ، بیشتر تبیین کند و اوج این قصه زمانی است که موسی دلیل گریه خود را برای دختر ارمنی توضیح می دهد « من برای ابوالفضل گریه می کنم که وقتی رفت برای بچه ها آب بیاره ، هر دو تا دستاش رو قطع کردند » و دختر کوچولوی ارمنی جواب می دهد اگر اینطوره من هم برای او گریه می کنم.

شاید اشک ریختن تماشاگر ان هنگام تماشای یک فیلم در شرایط امروز سینمای ایران ، خیلی عجیب به نظر برسه ، اما کارگردان فیلم « من و زیبا » ، با بهره گیری از موثر ترین نوع تبلیغ دینی یعنی روضه خوانی ، به این مهم دست یافت و چشمان خیلی از تماشاگران را به اشک نشاند.

از کنار بازی زیبا و بدون عیب و نقص پرویز پرستویی و شهاب حسینی براحتی نمی توان گذشت ، بویژه در صحنه و نمای پایانی فیلم که پرویز پرستویی شالی سبز رنگ بر پیشانی بسته است و افسار اسبش « زیبا » را - که حالا بطور نمادین جایگزین ذوالجناح شده است - در دست دارد و در حالیکه مشغول روضه خوانی است وارد مسجد می شود. این صحنه ، لحظه ادای دین و نذر آقا موسی به حضرت اباعبدالله(ع) است و با نوایی حزن انگیز همراه است.

این فیلم نیز از لحاظ محتوایی با اشکالاتی مواجه است ، خاصه در نیمه پایانی که ماجرا بسیار کند و کشدار پیش میرود ولی در میان خیل عظیمی از فیلم ها که موضوعاتی مثل عشق های مثلثی ،خیانت و کمدی های سخیف را به تصویر می کشند جای تامل بسیاری دارد. هرچند بنده با نگاه صرفا نمادین به آیین های عاشورایی چندان موافق نیستم و معتقدم که اهل بیت و ائمه (علیهما السلام ) را تنها نباید به مسئله برآمدن حاجت و قبول توبه و شفاعت خلاصه کرد ، بلکه باید این بزرگواران را بعنوان الگوهایی معرفی کرد که با جاری و ساری کردن احکام الهی در زندگی خود ، راه نجات و فلاح و رستگاری را به ما نشان می دهند.

فریدون حسن پور درتوصیف فیلم خود این جملات را می آورد : « در مرحله مونتاژ فیلم را به چند جوان نشان دادم تا نظرشان را بگیرم ، نظر آنها برایم خیلی جالب بود.گفتند حس ما مثل این است که بخاطر درد بدن آمپول زدیم . خود آمپول درد دارد ولی حس بعد از آن بسیار شیرین است . دیدن فیلم من و زیبا درد دارد ولی بعد از مدتی شیرینی جای آن را می گیرد»

در نظر سنجی علی رغم برخی اشکالات گزینه خوب را برای فیلم انتخاب کردم.



 
نوشته شده توسط : سبحان |  پنج شنبه 90 بهمن 20  ساعت 5:6 عصر 

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
خواب روزه دار...
هشدارهای اخیر ولی امر مسلمین به سران عرب
یار نزدیک تر از من به من است
یاد باد آن روزگاران یاد باد ...
سر و کار ما با کیست ؟
جمهوری اسلامی معنی ندارد اگر ...
روز شیراز ، شیخ جرجانی و ازدواج
حکایت ما ،تلویزیون و کتاب...
فضای مجازی رودخانه ای پر آب و خروشان
ارزش علم...
اکسید شدنی نیست!
برای سینمای انقلاب
همه برای تو
[عناوین آرشیوشده]